روی قلب وحید
":":" حرف دل ":":"
من پذیرفتم شکست خویش را پندهای قلب دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو, تنهاتر از من می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را من پذیرفتم شکست خویش را ....
نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت
11:54 توسط وحید | |

