روی قلب وحید
":":" حرف دل ":":"
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد در رگها،نور خواهم ریخت و صدا خواهم درداد: ای سبدهاتان پرخواب! سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد زن زیبای جذامی را گوشواره ای دیگر خواهم بخشید کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ ! دوره گردی خواهم شد، کوچه ها را خواهم گشت جار خواهم زد: (( آی شبنم،شبنم، شبنم )) رهگذاری خواهد گفت: راستی راه شب تاریکی است کهکشانی خواهم دادش روی پل دختری بی پاست ، دب اکبر را برگردن او خواهم آویخت هرچه دشنام ، از لبها خواهم برچید هر چه دیوار از جا خواهم برکند. رهزنان را خواهم گفت: کاروانی آمد بارش لبخند! آشتی خواهم داد آشنا خواهم کرد راه خواهم رفت نور خواهم خورد دوست خواهم داشت... ![]()
![]()
![]()

